سلام دوستان چون دیگه میخوام برم سربازی
تصمیم گرفتم وبلاگم رو برای فروش بزارم...لطفا
بیشنهادهای خود رو بزارید واسه خرید
نباشی آسمونم جنس سنگه...........شب و روز این دل دیوونه تنگه
سلام دوستان چون دیگه میخوام برم سربازی
تصمیم گرفتم وبلاگم رو برای فروش بزارم...لطفا
بیشنهادهای خود رو بزارید واسه خرید
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
گذاشتم كه خيلي دوست دارم بدونم جوابش چيه...
البته دوست دارم شما دوستاي خوبم كه هميشه بيادم بوديد
جوابش رو بهم بدين......اونم اينه كه ؟؟؟؟؟؟؟
بهاي عشق چيست ؟ ؟ ؟


در زندگی سه چیز آموختم
از عشق
رسوایی
از دوست
بی وفایی
از شب
تنهایی
آرزومه که یه لحظه روبروی من بایستی
آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی
تو خیال کن آدمای همه دنیا تو یه شهره
توی شهر بی تو اما دل من با همه قهره
توی شهری که تو نیستی همه جارو غم گرفته
هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته
شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه
دارم از نفس می افتم مثل یک گیاه هرزه

قلب من به قلب تو متصل است . هر چه را تو احساس مي كني ، من نيز احساس مي كنم
-
دوستت دارم نه به خاطر اینکه كه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با تو هستم ،کسی میشوم.-
وقتی از تو دور هستم ،دلم برات دلتنگ ميشود ، اما از درون احساس گرما ميکنم چون در قلبم به هم نزدیکیم .-
اگر هر بار به ازاي لبخندي كه بر لبانم می نشانی، از آسمان ستاره ای برايت ميچیدم، آسمان شب همانند بيابان مي شد .-
با قلبم زيباترين و بهترين چيزها را در كنار تو احساس مي كنم
دروغه ...... همه دنيا دروغه
دروغه ...... همه عشقا دروغه
دروغه لحظه هاي عاشقونه
دروغه خنده هاي بي بهونه
دروغه ...... همه دنيا دروغه
دروغه ...... همه عشقا دروغه
دروغه لحظه هاي عاشقونه
دروغه خنده هاي بي بهونه
هرکي که گفت دوست دارم بدون دروغه
هرکي که گفت عاشقتم بدون دروغه
عاشقا هيچوقت ندارن رنگه دو رنگي
يه دنيا دارن پره پاکي و قشنگي
دروغه لحظه هاي عاشقونه
دروغه خنده هاي بيبهونه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دنيا كوچيكه و عشق تو ، بزرگ
دستهاي من كوچيكه و قلب تو ، بزرگ
چشمهاي من كوچيكه و آسمون دل مهربون تو ، بزرگ
اشكهاي من كوچيكه ولي غربت تو ، بزرگ
آسمون دل من كوچيكه و ستاره ي عشق تو ، بزرگ
گر چه عشق من كوچيكه و قلبم طاقت غم نداره
اما بدون تا روزي كه نفس مي كشم و زنده ام
عشق زيبا و قشنگت هميشه توي قلب كوچيكم مي مونه
عش من دوستت دارم
آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن
من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم
منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه بوسیدنت برای من تولد یک نفسه
چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه
فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جابذار به پای عشق من بمون هیچ کسو جای من نیار
مهر لباتو روی تن و روی لب کسی نزن فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من
مهرزاد
نيمه شب ليلي اومد و وقتي اونو تو خواب عميق ديد ، از کيسه اي که به همراه داشت ، چند مشت گردو برداشت و ريخت تو جيبهاي مجنون و رفت .
مجنون وقتي چشم باز کرد ، خورشيد طلوع کرده بود ، آهي کشيد و گفت :
اي دل غافل يار آمد و ما در خواب بوديم . افسرده و پريشون برگشت به شهر .
در راه يکي از دوستانش اونو ديد و پرسيد : چرا اينقدر ناراحتي ؟!
و وقتي جريان را شنيد با خوشحالي گفت : اين که عاليه !
آخه نشونه اينه که ليلي به دو دليل تو رو خيلي دوست داره !
دليل اول اين که : خواب بودي و بيدارت نکرده ! و به طورحتم به خودش گفته : اون عزيز دل من که تو خواب نازه ، پس چرا بيدارش کنم ؟
و دليل دوم اينکه : وقتي بيدار مي شدي ، گرسنه بودي و ليلي طاقت اين رو نداشت ، پس برات گردو گذاشته تا بشکني و بخوري !
مجنون سري تکان داد و گفت : نه !
اون مي خواسته بگه :
تو عاشق نيستي ! اگه عاشق بودي که خوابت نميبرد !
تو رو چه به عاشقي؟ بهتره بري گردو بازي کني !
حالا به نظرتون کدومشون درست گفتن ؟!


